فرزندان زینب کبری شهادت زمزمه دلخونِ غربت و تنهاییِبهمن عظیمی

زندگیمو به تو سپردم
یه دسته گل برات آوردم

زینب به قربون چشات / هر دو تا بچه هام فدات
رحمی به این قلب ملول کن
سرتا به پا رشادتن / آماده ی شهادتن
قربونیِ منم قبول کن

دلخونم - دلخونِ - غربت و تنهاییِ یارم
شرمندم - کاش می‌شد - بیشتر از این برات بیارم ۲



الهی داغتو نبینم
نذاری دست رد به سینم

خودت یه کاری کن برام / روز قیامت نمی‌خوام 
شرمنده‌ی فاطمه باشم
سرتاپا خواهشم داداش / به من لیاقت بِدی کاش
تا روسفید پیش خداشم

حاشا که - بعد از تو - بچه ی من بمونه محفوظ
این دو آقازاده - بزرگ شدن برای امروز ۲



از خیمه ها بیرون نمیام
تا نبینم غمگینه دنیام

ذکر توئه روی لبم / دختر زهرا، زینبم
نگاه نکن هستم پریشون
من شیرزنم، تو شاهدی / اگه اجازه‌شو بِدی
خودم برات میرم به میدون

قربونِ - اشکاتم - تو غم نخور دردت به جونم
تا وقتی - که زنده‌م - تنهایی پای تو می‌مونم ۲

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]