حسن المجتبی شهادت زمینه ، زمزمه ای مظلوم حسناحسان جاودان

همراه لا اله الا الله / به زیر تابوت می کشن هی آه
آخه کی فک می کرد توی تشییع / تیر و کمون داغو کنه جانکاه
نداره این غریبی اندازه / کی داره این غصه رو می سازه؟
می ریزه مثل اشکای نم نم / از دل تابوتش خون تازه

مظلوم بوده این - پیرِ مادری
بیس ساله موهاش - شد خاکستری
رو قلبش گذاشت - پا، دست فلک
پاره شد دلش - توو راه فدک

ای مظلوم حسن ۴

 

بی همدم و همیشه بی یاور / رسونده مظلومیو به آخر
رساترین غربت تاریخه / شهادت از قصاوت همسر
یه عالمه زخم زبون خورده / شده مثه یاسی که پژمرده
یه عمری قاتلای مادر رو / دیده و باز به روش نیاورده

ملعونه نذاش - قدّ یک ودا (ع)
باشه پیکرش - با جدش؛ خدا!
با خون دل از - زینب شد جدا
یک روز تشت خون - شد تشت طلا

ای مظلوم حسین ۴

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]