عبدالله بن الحسن شهادت زمینه ، زمزمه با نیزه میدن آزارتاحسان نرگسی

"سربند"
 
دلم به پرچمت گره خورده / دلم رو روضه های تو برده 
محرم اومد و بازم زهرا / منو توو روضه ی تو آورده
سلام همه کسم سلام ارباب / بازم توو روضه هات میام ارباب 
من اومدم بگم که غیر از تو / کسی نمی مونه برام ارباب
 
دلتنگ توام - دلتنگ حرم
از عشقت مگه - میشه بگذرم
صلی الله یا ـ شاه کربلا
راه جنته ـ راه کربلا
 
مظلومم حسین ۴
 
 
خودش رو می رسونه توو گودال / تا پیکر عموش نشه پامال
غریبی عموشو می بینه / سپر میشه براش توو اون جنجال
دستش رو از تنش جدا کردن / عجب مصیبتی به پا کردن
 عموشو دید که توی اون غوغا / توی گلوش یه نیزه جا کردن
 
کل پیکرش - غرق خون شده
آخ دستش به پوست - آویزون شده
ضرب نیزه ها - خیلی بی هواس
دنیای حسن - زیر دست و پاس
 
ای عمر حسن ۴
 
 
دارن با نیزه میدن آزارت / نمونده رنگ دیگه به رخسارت
با هلهله میان توی گوال / بدوزنت به سینه ی یارت
حالا دیگه پر از غم و دردی / توو قتلگاه عمو رو گم کردی
یا فاطمه میگی زیر لب هات / شکسته سینَتو یه نامردی
 
میشه قتلگاه - غرق دلهره 
به پهلوی تو - نیزه می خوره
پای دلبرت - موندی یک تنه
زیر سم اسب - سینه ت می شکنه
 
ای عمر حسن  ۴
نظرات شما
[کد امنیتی جدید]