رقیه سادات شهادت زمینه ، زمزمه بابایی حسیناحسان جاودان

لعنت به این روزای صد رنگی / لعنت به این آدمای سنگی
یه ماه میشه رو پات نخوابیدم / لعنت به دلشوره و دلتنگی
می مونم از گرسنگی بیدار / سر می ذارم رو شونه ی دیوار
میگم به عمه جون چرا آخه / تموم نمیشه این همه آزار

پاهام آبله س - خیلی بی جونه
وقتی را میرم - پام جا می مونه
چون زنجیر قدِ - دستام نیس هنوز
من رو با لگد - بُردن کلّ روز

بابایی حسین ۴


نفس نمونده واسه این دختر / شده درست مثل خودت پرپر
اگه نبودم اونجا که می زد / نداشتم این زخم لبو باور
فدات بشه رقیه بابا جون / نداره زخم پیشونیت درمون
خیر نبینن یهودیا آخه / سوختگیِ صورتتو قربون

گفتم که بذار - رو چشمام قدم
کاش سو داش چشام - بهتر می دیدم
نیگا کن به این - خاک دامنم
آخه من چطور - بغلت کنم

بابایی حسین ۴

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]