حسین الشهید کاروان اسرا زمینه ، زمزمه تو زنجیر بلااحسان جاودان

قدم قدم قرین آزارم / توو زنجیر بلا گرفتارم
پشت سرِ خاکی تو داداش / کشیده به بیابونا کارم
می زنن و می زنم از تو دم / سر می کنم روزامو با این غم
محاله که دل بکنم از تو / وایساده خواهرت به پات محکم

راسِت خونی و - روی من کبود
کاشکی روی نی - چشمات وا نبود
از بعد تو شد - ای خون خدا
مثل کوفیا - معجر بی وفا

مظلومم حسین ۴


سپر شدم برا همه اما / نرسیده هنوزم این زخما
به زخمای زیاد تو داداش / ذبیح تشنه میون گرما
جای تو ای قاری من اصلاً / نیس به خدا رو نیزه ی دشمن
ببین برات عزیز جون من / روحم داره جدا میشه از تن

این نیس حق من - بی تو سر کنم
داغت رو چه جور - من باور کنم
بارون بلا - اینجا می زنه
دائم چشم شمر - توو چشم منه

مظلومم حسین ۴

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]