حسین الشهید ورود به کربلا زمزمه دلشوره افتاده به جونمبهمن عظیمی

دلشوره افتاده به جونم
دعا بکن زنده نَمونم

داداش ببین چه حالی ام / وقتی توو این حوالی ام
چجوری دست و پام می‌لرزه
چجوری طاقت بیارم / برا خودم ترس ندارم
فکر توأم لحظه به لحظه 

می‌دونی - می‌میرم - قرار باشه ازت جداشم
می‌ترسم - از روزی - که من تو رو نداشته باشم ۲



بخوام سر خاکت بشینم؟!
الهی اون روزو نبینم

الهی اون لحظه نیاد / تو این دیار کسی بخواد
به پیکرت کنه جسارت 
الهی خواهرت فدات / خاری نَره توی پاهات
حتی اگه بِرم اسارت

می‌دونی - من بی تو - یه لحظه زنده نمی‌مونم 
یک روزم - بعد از تو - خودت می‌دونی نمی‌تونم  ۲


 
اون روز که تو نباشی پیشم
خوب می‌دونی بیچاره میشم

بازم بریم مدینه کاش / چطور دلت میاد داداش
دیگه دلم خونه همیشه
دل و به غم دچار کنم / با بچه هات چیکار کنم؟
جواب دخترت چی میشه؟

مجنونه - پرخونه - دلی که بسته با تو پیمان
می‌دونی - رقیه - وابستَتِه خیلی حسین جان ۲

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]