جاموندم از قافله بازم
باید بسوزم و بسازم
هنوز نمیشه باورم / حسرت دوری از حرم
مونده توی دلم دوباره
از راه دور میدم سلام / قابل نبودم که بیام
باشه آقا عیبی نداره
جامونده - میدونه - سخته چقد درد جدایی
دوری از - شیش گوشه - آدمو میکُشه خدایی ۲
دردم و میدونه رقیه
خسته شدم جون رقیه
خسته ام از این زندگی / این حسرت همیشگی
از دست دوری گِله دارم
خسته شدم از این فراق / من اینجا باشم تو عراق
چقد ازت فاصله دارم
دریابم - که خیلی - از این جدایی خسته ام من
میدونم - میدونی - چقد به تو وابسته ام من ۲
ای آرزوی بی نهایت
بذار بمونم زیر سایهت
کرامت تو مُمتَده / آیینه ی تمام قدِ
خدای غَفّارُ الذُّنوبی
به بی بها دادی بها / نکردی دستمو رها
راهم دادی از بس که خوبی
پیش تو - آرومم - جایی نِمیرم از کنارت
دور نندازم آقا - شاید منم بیام به کارِت ۲






