عبدالله بن الحسن شهادت واحد تَنگه جای نفسبهمن عظیمی

تَنگه جای نفس توو سینه عمه
الان وقتِ یاریِ دینه عمه
تنها خواسته‌م فقط همینه عمه
 
باید برم به میدون - به یاری عمو جون 
برای یاری دین - الان باید بِدم جون
دنیای من توو مقتل - توو بی کسی ها مونده
بین یه مُشت حرومی - تنهای تنها مونده
 
ای وای عمو حسینم ۴
 
 
روی خاکه تمام دین و دنیام
می‌خوام باشم نائب خاص بابام
قربونش شَم منم مث داداشام
 
قلبم به غم اسیره - عزت توو این مسیره 
میرم تا قتلگاهش - بوی حسن بگیره
معلومه درد و غم هام - از چشمای مرطوبم
می خوام برم بمیرم - توو آغوش محبوبم
 
ای وای عمو حسینم ۴
نظرات شما
[کد امنیتی جدید]