رقیه سادات شهادت واحد واسم بیار چراغیبهمن عظیمی

عمه جونم واسم بیار چراغی
مُردم دیگه عجب غم فراقی
آخر بابام از من گرفت سراغی 

عجب غم فراقی - مونده به دل چه داغی
بابام اومد ولی حیف - عمری نمونده باقی 
چجوری اشک نریزم - فقط پیِ یه چیزم
موهاتو کی سوزونده - آخ بمیرم عزیزم 

بابا حسین مظلوم ۴



حالم خوش نیست شبیه عمه جونم
جای سیلی مونده هنوز رو گونه‌م
می‌خوام پاشم گمون کنم نتونم

قلبم رو بی قرار کرد - دردام و بی شمار کرد
ندیدی زجر نامرد - با دخترت چیکار کرد
بمیره زجر نامرد - از مو منو بلند کرد
یه جوری که از اون شب - دارم می‌میرم از درد

بابا حسین مظلوم ۴

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]