فرزندان زینب کبری شهادت واحد صد دفعه جون سِپُردمبهمن عظیمی

اشک حسرت رو گونه هام چکیده
از تنهاییت من نَمیرم بعیده
حالا دیگه نوبت من رسیده

از بس که غصه خوردم - صد دفعه جون سِپُردم
ای کاش می‌شد که امروز - منم برات می‌مُردم
قلبم چه بی شکیبه - این غم چقد مَهیبه
چطور باید ببینم - امام من غریبه

حسینم ای حسینم ۴



قربونیِ راهت دو تا فرزندم
جونم نذرت ای یار دلپسندم
من بی تابِ این غربتِ کُشَنده‌م

من خواهر تو هستم - که یاور تو هستم
کی گفته تو غریبی - من لشکر تو هستم
گَرمیِ آشیونم - درد و بلات به جونم
غمت نباشه هیچ وقت - من پای تو می‌مونم 

حسینم ای حسینم ۴

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]