حسین الشهید شب عاشورا زمینه من زینبم بیمار تو بهمن عظیمی

افتاده لرزه به تنم / انگار دارم جون می‌کَنَم
بیا بشین دلم می خواد توو بغلت داد بزنم 
من زینبم، بیمار تو / خواهرِ بی قرار تو
دلم می‌خواد تا خودِ صبح گریه کنم کنار تو ۲

(یه کَمَم کنار من بشین - منی که جای مادرتم
منم حق دارم ببینمت - آخه خواهرتم) ۲

می‌خوام تا صبح کنارت * بشینم در جوارت
هی اشک بریزم بریزم بریزم
اینه هراس زینب * نبودت واسه زینب
مرگه عزیزم عزیزم عزیزم 

من و این بی قراری ها
حسین تنهام نذاری ها

حسین من حسین من ...



بحق غافر الذُّنوب / حق مقلب القلوب
الهی خوابی که دیدم تعبیر نشه فردا غروب
ببینمت توو قتلگاه / غرقِ به خون و بی پناه
صبر و تحملش رو تو برا من از خدا بخواه ۲

(رو دلم یهو پا نذاری - بی کس و بینوا نذاری
اگه تصمیمت اینه بری - منو جا نذاری) ۲

بذار چشمام بباره * تمومی که نداره
دردا عزیزم عزیزم عزیزم 
الهی که بمیرن * تو رو ازم می‌گیرن 
فردا عزیزم عزیزم عزیزم 

من و این اشک و زاری ها
حسین تنهام نذاری ها

حسین من حسین من ...
 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]