چه با وقار و باشکوه / پیش منی شبیه کوه
انگاری با اومدنت به پیکرم اومده روح
ممنون عمه ام چقد / کرده ازم مراقبت
این آخرین حاجت من بود که روا شد عاقبت ۲
(حالا که پیش من اومدی - نمیخوام بی وفایی کنم
نمیدونم ازت چجوری - پذیرایی کنم) ۲
ازت دارم یه خواهش * فقط از تو نوازش
میخوام بابایی بابایی بابایی
خودت گفتی ثوابه * ترحم از وفا به
ایتام بابایی بابایی بابایی
منو از عشق نکن محروم
أباالمظلوم أباالمظلوم
أباالمظلوم أباالمظلوم ...
میبینی گوشه گیر شدم / تو رفتی و اسیر شدم
توی سه سالگی قدِ مادربزرگا پیر شدم
اشکام دیگه بند نمیاد / به لب یه لبخند نمیاد
نپرس موهام چی شده، مو به طفل سالمند نمیاد ۲
(سر و صورت و دست و پاهام - هنوزم داره درد شدیداً
همه زخمیه بسکه منو - رو زمین کشیدن) ۲
گرفت لُکنت زبونم * میاُفتادن به جونم
هردم بابایی بابایی بابایی
پریشونم همیشه * یه لحظه خوب نمیشه
دردم بابایی بابایی بابایی
هنوزم درد داره پهلوم
أباالمظلوم أباالمظلوم
أباالمظلوم أباالمظلوم ...
با سیلی و مُشت زدنم / که با قصد کُشت زدنم
حواس من به تو بودش با لگد از پشت زدنم
آتیش به قلبا میکِشید / موی منو تا میکِشید
خودش رو اسب بود و منو رو خاک صحرا میکِشید ۲
(یادمه شب اولی که - سرتو روی نیزه دیدم
سوختم از تبِ تو تا سحر - خیلی زجر کشیدم) ۲
به هر دردی دچاره * هنوزم جون نداره
پاهام بابایی بابایی بابایی
هنوز میده عذابم * همیشه بود جوابم
دشنام بابایی بابایی بابایی
شبیه تو شکست ابروم
أباالمظلوم أباالمظلوم
أباالمظلوم أباالمظلوم ...
رقیه سادات شهادت زمینه چه با وقار و باشکوهبهمن عظیمی
مرتبط
نظرات شما






