رقیه سادات شهادت زمینه چه با وقار و باشکوهبهمن عظیمی

چه با وقار و باشکوه / پیش منی شبیه کوه
انگاری با اومدنت به پیکرم اومده روح
ممنون عمه ام چقد / کرده ازم مراقبت
این آخرین حاجت من بود که روا شد عاقبت ۲

(حالا که پیش من اومدی - نمی‌خوام بی وفایی کنم
نمی‌دونم ازت چجوری - پذیرایی کنم) ۲

ازت دارم یه خواهش * فقط از تو نوازش 
می‌خوام بابایی بابایی بابایی 
خودت گفتی ثوابه * ترحم از وفا به 
ایتام بابایی بابایی بابایی 

منو از عشق نکن محروم
أباالمظلوم أباالمظلوم 

أباالمظلوم أباالمظلوم ...



می‌بینی گوشه گیر شدم / تو رفتی و اسیر شدم
توی سه سالگی قدِ مادربزرگا پیر شدم
اشکام دیگه بند نمیاد / به لب یه لبخند نمیاد
نپرس موهام چی شده، مو به طفل سالمند نمیاد ۲

(سر و صورت و دست و پاهام - هنوزم داره درد شدیداً 
همه زخمیه بسکه منو - رو زمین کشیدن) ۲

گرفت لُکنت زبونم * می‌اُفتادن به جونم
هردم بابایی بابایی بابایی 
پریشونم همیشه * یه لحظه خوب نمیشه
دردم بابایی بابایی بابایی 

هنوزم درد داره پهلوم
أباالمظلوم أباالمظلوم 

أباالمظلوم أباالمظلوم ...



با سیلی و مُشت زدنم / که با قصد کُشت زدنم
حواس من به تو بودش با لگد از پشت زدنم
آتیش به قلبا می‌کِشید / موی منو تا می‌کِشید
خودش رو اسب بود و منو رو خاک صحرا می‌کِشید ۲

(یادمه شب اولی که - سرتو روی نیزه دیدم
سوختم از تبِ تو تا سحر - خیلی زجر کشیدم) ۲

به هر دردی دچاره * هنوزم جون نداره
پاهام بابایی بابایی بابایی 
هنوز میده عذابم * همیشه بود جوابم
دشنام بابایی بابایی بابایی 

شبیه تو شکست ابروم
أباالمظلوم أباالمظلوم

أباالمظلوم أباالمظلوم ...

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]