علی اکبر شهادت زمینه مُردم بُنَیَّبهمن عظیمی

بلایی اومده سرم / که نا نداره پیکرم
هیچ کسی نیست زیر بغل هامو بگیره اکبرم!
ببین دل آزرده رو / نمی‌بینم آینده رو
لشکر داره هُو می‌کنه منِ مصیبت زده رو ۲

(دیگه شوقی به این زندگی - نداره دلی که ناخوشه
به خدا غمِ داغ جَوون - پدرو می‌کُشه) ۲

امان از این مصیبت * چقد غصه و حسرت
خوردم بُنَیَّ بُنَیَّ بُنَیَّ
چقد ناله کشیدم * تا اوضاعتو دیدم
مُردم بُنَیَّ بُنَیَّ بُنَیَّ

توو دل دنیای غم ریخته
تنت بدجور به هم ریخته

بُنَیَّ یا علی اکبر ...



تا پیکرت به خون نشست / قامتم از زانو شکست
هرجای صحرا رو دیدم یه تیکه از تن تو هست
زخمی که رو این پیکره / اندازۀ یه لشکره
بابات نمی‌تونه تو رو تنها از اینجا بِبَره ۲

(تو برام مث دریا بودی - که شبیه یه بِرکه شدی
اِرباً اِربا یعنی تویی که - تکه تکه شدی) ۲

از این غصه رهام کن * یه بار دیگه صدام کن
بابا، بُنَیَّ بُنَیَّ بُنَیَّ
بلندشو غیرت الله * که عمه داره میاد
اینجا بُنَیَّ بُنَیَّ بُنَیَّ

از این غصه دلم ریخته
تنت بدجور به هم ریخته

بُنَیَّ یا علی اکبر ...

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]