قاسم بن الحسن شهادت زمینه ای تازه دامادمبهمن عظیمی

سربند:
ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک
آجَرَکَ الله مولا ، فِی مُصیبَتِ جَدِّک
گریه می کنی توو روضه ها از غمِ حسین
هر شبانه روز رو دوشِته پرچمِ حسین
هستی بانیِ عزای مُحَرَّمِ حسین
گریه از اشک زینب / واسه اون جسم عریان
گریه واسه خُشکیِ / لبهای شاهِ عطشان
یا حسین یا ثارالله ۴

 

آه ای تازه دامادم ، دنیا بد دُنیاییه
سهمِ تو شهادت و ، سهم من تنهاییه
تا به گوش من صوت تو و ناله هات رسید
از خجالتِ برادرم اشک من چکید
نجمه از غمت از تَهِ دل ضجّه می کشید
این چه بلاییه که / اومده سرت قاسم
مونده رَدِّ سُمِّ اسب / روی پیکرت قاسم
آه و واویلا قاسم ۴

 

تو کجا و اینهمه ، زخمای بی اندازه
از ضریح پیکرت ، می ریزه خون تازه
تا به آسمون بالا میره ناله های من
زیر مَرکبا لِه شده تمام این بدن
وای ازین تن و واویلتا از دل حسن
خون از گوشه ی لبهات / می ریزه لخته لخته
دیدنِ این صحنه ها / واسه من خیلی سخته
آه و واویلا قاسم ۴

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]