حسن المجتبی شهادت واحد خواهر غمدیدهمحمد بیابانی

خواهر غمدیده بیا کنارم / داره تموم میشه شبای تارم
بالا سرم گریه نکن میدونی / طاقت اشکای تو رو ندارم
میندازه گریه ی تو خواهر - من و به یاد مادر
به یاد اشکای شبای آخر
یادت میاد با چشمای تر - همه ش میون بستر
غصه میخورد واسه غربت حیدر
بابام توی خونه ش غریبه نبود
ولی من توی خونمم بی کسم
بیار چادر مادر و تا که من
بغل بگیرم، آخرین نفسم
خداحافظ خداحافظ 4

 

این شهر اگه اسیر غربتم کرد / این زهر اگه شکسته قامتم کرد
ممنون این زهرم که بعد عمری / از دیدن مغیره راحتم کرد
یادمه کینهٔ نگاشون - میاد صدای پاشون
بلند شد واسه مادرم صداشون
یادم نرفته چی کشیدم - نذار بگم چی دیدم
خودت بخون از این موی سپیدم
هنوز به خدا قاتل حسنه
همون روز که کابوس خواب منه
خدا واسه هیچ بچه ای نیاره
یکی مادرش رو جلوش بزنه
غریبم من غریبم من 4

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]