فاطمه معصومه رحلت واحد ، زمزمه کویر و جنّتعبدالله باقری

لطف بی‌حَدت اُمّیدم
نور گنبدت خورشیدم
وقتایی که پابوس تو میام / تا کمی سَبُک شه سینه‌م
تا سلام میدم رو به گنبدت / انگاری توی مدینه‌م
دختر زهرا! - سلام‌ بی‌ بی‌ جان
حاجتِ گدا! - سلام‌ بی‌ بی‌ جان
دَردیمَه دوا - سلام‌ بی‌ بی‌ جان
ای خانم
سائلم‌ و این - شده تقدیرم
کاسه مو جلو - شما می‌گیرم
یک نگاهی کن - حسابی گیرم
ای خانم
اِشفعی لنا یا فاطمه ۳ فی‌ الجنة

 

تو به قم محبّت کردی
این کویر و جنّت کردی
کوچه به کوچه با گُل اومدن / هیچ کسی برات کم نذاشت
عمه‌ی سادات بودی و یه شهر / احترامتو نگه داشت
از رو پشت بام - ندیدی سنگی
بین کوچه‌ها - ندیدی جنگی
به چادر تو - نخورده چنگی
خانم‌ جان
گیر نیوفتادی - میون انظار
با سرِ رو نی - ندیدی آزار
هیچ کی بی‌ محمل - نَبُردت بازار
خانم‌ جان
اِشفعی لنا یا فاطمه ۳ فی‌ الجنة

 

بین بستر اُفتادی حیف
توو جوونی جون دادی حیف
رنج سفر و شوق دیدارم / گِرِه ز کارت وا نکرد
مثل مادرت دنیا با تو هم / انگاری که خوب تا نکرد
غم دیدی ولی - آتیش در نه!
آب شدی ولی - مثه مادر نه!
پر زدی اما - شکسته پر نه!
واویلا
حرف میخ‌ در - توی روضه‌ت نیست
از چهل نامرد - دیگه صحبت نیست
حرف سیلی و - سر و صورت نيست
یا زهرا
اِشفعی لنا یا فاطمه ۳ فی‌ الجنة

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]