حسین الشهید کاروان اسرا واحد خولی سرت رو بردهبهمن عظیمی

دوباره غم قلب پریشونمو آزرده
یه زخم دیگه روی زخم جگرم خورده!
دلشوره ی سرت نذاشت پِلک بذارم رو پِلک
تا فهمیدم خولی سرت رو با خودش برده
برای زینب نمیشه سر امشب
کشته منو غمت برادر امشب
ای کاش می‌شد سرت رو پس بگیرم
می‌سْپارمت به دست مادر امشب ۲
آه - یااباعبداللّه ۳

 

این لحظه ها خیلی برام سخته و جانسوزه
پس کی به آخر می‌رسه عذاب هر روزه
من راضی ام سرت بالای نیزه ها باشه!
حداقل موهات دیگه اونجا نمی‌سوزه
هر روز و شب خواهرت از تو دوره
برای من بساط گریه جوره
خدا به خیر بگذرونه عزیزم
امشب سرت تا صبح توی تنوره ۲
آه - یااباعبداللّه ۳

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]