قاسم بن الحسن شهادت زمینه دلاور شیر جملهاشم محمدی آرا

ای دلاور شیر جمل
می‌گیرم تو رو توی بغل
حفره های تنت مثه کندوی عسل ۲
 
زیر سُم ستور ، تن تو شده چاک
پاتو جلو چِشَم ، می کشی روی خاک
از داغ تو عمو ، داره میشه هلاک 
 
چه کنم برات؟ / شدی هم قد و قامت اکبر من
چه کنم برات؟ / تویی پاره قلب برادر من
چه کنم برات؟ / داری زجر می کشی مثه مادر من 
 
ای عزیز دلم ۴
 
 
پُرِ زخمه دو بازوی تو
نیزه می خوره پهلوی تو
داره خون میاد از گوشه ی ابروی تو ۲
 
از بالای فرس ، افتادی رو زمین
تو رو می زننت ، از یسار و یمین
حالا پاشو گلم ، حال منو ببین 
 
پاشو قاسمم / مثل نقل عروسی شده تن تو
پاشو قاسمم / کفن تو شده حالا پیرهن تو
پاشو قاسمم / دیگه سخته به خیمه ها بردن تو 
نظرات شما
[کد امنیتی جدید]