توو حجره - مثل شمع - داره میشه - تن تو آب
می سوزی - لب تشنه - شده حالت - مثه ارباب
چشات سیاهی میره
رنگ رخت پریده
میزنی دست و پا و
جون به لبت رسیده
خونجگری و هیچکس
جوابتو نمیده
تب کردی / کوه دردی ۲
توو خونَت / بی همدردی
زهرت داد / از رو کینه
ام الفضل/ با نامردی
واویلا / مظلوم امام جواد ۳
خندیدن - رقصیدن - کنیزا با - اشک و آهت
تنها و - مظلومی - شده حجره - قتلگاهت
اگه شدی شکسته
اگه قدت کمونه
اگه شدی جوون مرگ
با ظلم این زمونه
این روضه ها رو داری
از مادرت نشونه
دلگیری / داری میری ۲
از دنیا / دیگه سیری
جون میدی / توی غربت
چه بخت و / چه تقدیری
واویلا / مظلوم امام جواد ۳
روضت با - کربلا - شده هم عکس - توی یک قاب
وقتی که - جسم تو - رو زمین موند - زیر آفتاب
با اینکه پیکر تو
رو پشت بومه اما
بال کبوترا شد
سایه بون تو، آقا
ولی تن حسین سوخت
سه روز رو خاک صحرا
بی جون بود / غرق خون بود
زخمی و / بی سامون بود
انگشت و / انگشترش
توو دست / ساربون بود
واویلا / مظلوم کرببلا ۳






