جوون از دست داده ها میفهمن
چقد سنگینه عزای امشب
جوون داره دست و پا میزنه
جونش از غربت رسیده بر لب
امامِ جوونم
مونده تشنه لب توو حجره تک و تنها
الهی بمیرم
آخه عجب حال غریبی داره آقا
سنگینه مصیبت
پشت حجره میکنن هلهله زنها
واویلا از این غم
دم آخری همش میگه یا زهرا
امامی که / همه حاجت / می گیرن از شفا خونش
داره جون میده روو خاک و / شده عالم عزا خونش
(غریب آقام ۳ جواد الائمه) ۲
خدا می دونه کیا می دونن
چه پر درده غربتِ توو خونه
چی میشه آخه بخواد یه همسر
که یک دم یارش زنده نمونه!
آقای دو عالم
افتاده کارش به چند دسته کبوتر
زیر تیغ خورشید
می زنه ناله به یاد غم مادر
تشنه مثه جدّش
مونده وقت پر زدن بی یار و یاور
توو اوج مصیبت
کسی نیس گریه کُنش حتی یه خواهر
پر از درده / پر از آهه / ولی جشنه چرا خونش؟
داره جون میده روو خاک و / شده عالم عزا خونش
(غریب آقام ۳ جواد الائمه) ۲






