علی السجاد شهادت زمزمه بابا ذبیح عاشورااحسان جاودان

داره چل سال میشه که با / غم بابام می سوزم
اشکام از اون روز غربت / بند نمیاد هنوزم
آخه اون چیزایی که من / دیدم و کی می دونه
خیلی حرفا تا قیامت / توی سینه م می مونه
وای از عاشورا - از نعلای اسبا
از راس بر نیزه - از جسم زیر پا
ای وای - از خولی و اشعث
از دست نامحرم - از خیمه ی بی کس
بابا (ذبیح عاشورا) ۳

 

کی دیده مثل من آخه / اشک و لطمه زدنو
کی دیده قصه ی تلخِ / بوریا و بدنو
کی دیده رقصو، به پای / سر پر خون باباش
کی دیده شلاق و روی / خواهرا و عمه هاش
خون دل خوردم - هر روزه من مُردم
خیلیه تا حالام - که طاقت آوردم
الشام - خدا! فقط الشام
وای از یهودیها - از سنگ روی بام
ای وای (امون از این غمها) ۳

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]