فاطمه الزهرا بستر زمینه هر جور میشه بمونعبدالله باقری

می سوزه از غصّه / دل پرستارت
درست مثه جسمِ / نحیف و تب دارت
شب شده و از درد / بازم شدی بیدار
پیراهن ساده ات / دوباره شد گلدار
کمکت میدم - وضو بگیری - اشکام میباره مادر
بمیره زینب - نمازات دیگه - قنوت نداره مادر


هر جور میشه بمون / حرف از رفتن نزن
فکر خونه نباش / کارا همه با من
فقط چهار ساله / زینب با تو بوده
بی مادری خیلی / برای من زوده
از وقتی کفن - دست من دادی - مُردم از اون روز صدبار
هر جور میشمُرم - این کفنا رو - یک کفن کمه انگار
.

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]