زینب کبری ، حسین الشهید کاروان اسرا زمزمه از اصحاب کهف عجیب تررضا تاجیک

بخون که من ندیدم از تو کسی غریب تر
قصه ی تو شده از اصحاب کهف عجیب تر
بخون یه آیه ای که با تو بگیرم آروم
بخون نگن خارجی به طفلکای معصوم
نیزه بلنده و دستم نمی رسه تا که تو رو بغل بگیرم
دارم می بینمت چشمات وا نمیشه باید از این عزا بمیرم
فاطمه دلگیره            بهونه می گیره
دستاش تو زنجیره 2
حسین حسین جانم 4


رباب عزا گرفته میدونی با چه حالی
تکون میده دستاشو با بچه ی خیالی
زبون می گیره داغ لاله پرپرش رو
نشون میده به رأست لباس اصغرش رو
هر وقت گفتیم حسین این ها گرفته اند ما رو به زیر تازیونه
این ها که چیزی نیست درد زینب اینه چشمات زخمی خیزرونه
جنگیده ایم برادر               با قوم پست و کافر
برای حفظ معجر
حسین حسین جانم 4

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]