امام و رهبری امام شهیدسیدعلی خامنه ای(قدس سره) بدون نغمه سرور ایران!رضا تاجیک

سلام بنده ی صالح! سلام مرد خدا!
سلام زائر دربار سیدالشهدا!

سلام سرور ایران! سلاله الزهرا!
سلام خاک کف پای حضرت مولا!

سلام وعده ی صادق! سلام صبح امید!
سلام آنکه رسیده به جایگاه شهید!

همانکه خون خدا را به خون زیارت کرد
همانکه پر زد و پرواز تا شهادت کرد

کشانده ای دل ما را به سمت جاده ی نور
سلام مرد مجاهد! سلام مرد غیور!

سلام بر نفس قدسی و مربی تو
به آن عقیق "وَ إِنَّ مَعِيَ رَبّي" تو

به زیر دین تو ایران و هرچه ایرانی
تویی که رهبر سمت درست دورانی

فدای موعظه های صریح و شیرینت
مسیر رشد و تکامل، جهاد تبیینت

به یاد مشت تو، آقای بهتر از جانم
همیشه مشت گره کرده شعر می خوانم

هزار موعظه ای که تو داشتی آقا
هزار بذر امیدی که کاشتی آقا

همه جوانه زده، ناگهان ثمر داده
قیام عشق تو بانگ خروش سر داده

ببین که باز سرود قیام می خوانیم
به پای پرچم خونخواهی تو می مانیم

به پای توصیه ی اتحاد تو هستیم
در این حماسه سر اعتقاد تو هستیم

ز نای خسته ی امت صدای فریادیم
شعار شعله ور انتقام سر دادیم

ز داغ رفتنتان ما اگر چه دلگیریم
تقاص خون تو را از ترامپ می گیریم

یزید سازش ما را به خواب می بیند
و روز خواهش ما را به خواب می بیند

چه خوب شد که زمان تو زندگی کردیم
به اشتیاق بیان تو زندگی کردیم

از آنکه قلب تو آزرده است بی زارم
بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم

چه خوب عمر من از غیر تو بری بوده
در انتظار تو در بیت رهبری بوده

ولی نشد که بمیرم به جای تو آقا
نشد که شعر بخوانم برای تو آقا

نشد که روی دو زانو به محضرت برسم
به بزم نوحه سُرایانِ مادرت برسم

اگرچه رفته ای اما هنوز با مایی
به قاب چشم من آقا همیشه می آیی

هنوز بر روی آن صندلی نشسته ای و ...
تمام هیبت اهریمنان شکسته ای و ...

هنوز در همه جا رونق اباالفضل است
سخن ز عشق تو و بیرق اباالفضل است

هنوز بین حسینیه امر امر شماست
هنوز صحبت از عشق سیدالشهداست

هنوز عطر حماسه می آید از نامت
هنوز شور حسین است بین پیغامت

هنوز از کرمت بی دریغ می بخشی
چفیه می دهی و باز عقیق می بخشی

عقیق گفتم و ای دل … دلت کجا رفته؟
کنار روضه ی گودال کربلا رفته؟

حسین؛ آنکه تو گفتی براش گریه کنیم
به هر بهانه به پای عزاش گریه کنیم

حسین؛ آنکه نگاهت ز غربتش می سوخت
در اشتیاق وصال و زیارتش می سوخت

نگاه عالم و آدم هنوز هم مات است
زیارتت به خدا کامل الزیارات است

دلت اسیر فراق حرم، دلت غمگین
گرسنه بودی و تشنه … و پیکری خونین

فدای آن تن رنجور، آن‌ تن خسته
فدای گوشه ی تابوت تو که بشکسته

به روی موج خروشان به کربلا رفتی
بگو چقدر پریشان به کربلا رفتی

شنیده ام بدنت، … نه، هزار قطعه نشد
عزیز! پیرهنت ... نه، هزار قطعه نشد

به دست شمر و سنان حنجرت بریده نشد
به چنگ گرگ بیابان به خون کشیده نشد

تن نحیف تو مهمان بوریا نشده
سر تو آه! … گرفتار نیزه ها نشده

به خانواده ی تو لحظه ای جسارت؟! نه
کسی ندید نوامیس تو … اسارت؟! نه

مرتبط
    نظرات شما
    [کد امنیتی جدید]