حسین الشهید کاروان اسرا زمینه قُرِعَ رَأسُهُ بِالرُّمح*مهدی ملکی*- - -

منزل به منزل / از کوفه تا شام
چه بلایی سرشون آوردن
خونباره چشمام / ای وای از دشنام
بگم از خون دلی که خوردن:

قُرِعَ رَأسُهُ بِالرُّمح * - می‌خندیدن به چشم ترشون
قُرِعَ رَأسُهُ بِالرُّمح - با نیزه می زدن بر سرشون

زخمی شدن واسه زخم زبان
صبراً لکَ یا صاحب الزمان ۲


آه از این روضه / پشت دروازه
درو دیوارو ببین تزیینه
انگاری صوتِ / رقص و آوازه
دین بی علی نتیجه ش اینه

پول بده به صاحبْ نیزه - تا سرها رو جلو تر ببره
کاشکی باشه یه با غیرت - چند تا چادر و معجر بخره

معطل شدن قدِ سه تا اذان
صبراً لکَ یا صاحب الزمان ۲


* روضه ی مصیبت های راه کوفه تا شام از زبان امام سجاد علیه السلام
منبع: اقبال؛ سیدبن طاووس، ج 3 ص 89

مُحَمَّد بن عليّ [الباقر] عليهما السلام: سَأَلتُ أبي عَلِيَّ بنَ الحُسَينِ عليه السلام عَن حَملِ يَزيدَ لَهُ، فَقالَ: حَمَلَني عَلى بَعيرٍ يَطلُعُ‏ بِغَيرِ وِطاءٍ، ورَأسُ الحُسَينِ عليه السلام عَلى عَلَمٍ، ونِسوَتُنا خَلفي عَلى بِغالٍ اكُفٍ‏، وَالفارِطَةُ خَلفَنا وحَولَنا بِالرِّماحِ، إن دَمَعَت مِن أحَدِنا عَينٌ قُرِعَ رَأسُهُ بِالرُّمحِ، حَتّى إذا دَخَلنا دَمِشقَ صاحَ صائِحٌ: يا أهلَ الشّامِ هؤُلاءِ سَبايا أهلِ البَيتِ المَلعون‏

ترجمه: امام باقر عليه السلام: از پدرم على بن الحسين (زين العابدين) عليه السلام در باره بردن او به سوى يزيد پرسيدم. فرمود: «مرا بر شترى لَنگ و بدون جهاز، سوار كردند و سر حسين عليه السلام بر بالاى عَلَمى بود و زنانمان، پشت سرِ من بر استرانى بدون پالان، سوار بودند. كسانى كه ما را مى ‏بردند، از پشت سر و گرداگردمان، با نيزه، ما را احاطه كرده بودند و آزار مى‏ دادند. اگر اشكى از ديده يكى از ما فرو مى ‏چكيد، با نيزه به سرش مى‏ كوبيدند، تا آن كه وارد شام شديم. جارچى جار زد: اى شاميان! اينان، اسيران اهل بيتِ ملعون اند».

مرتبط
    نظرات شما
    [کد امنیتی جدید]