حسین الشهید کاروان اسرا زمینه منزل به منزل درد و غمبهمن عظیمی

سبک کف خیابون

بدون تو چیکار کنم / ای کاش خودت بهم بگی
منزل به منزل درد و غم / سخته چقدر آوارگی

سخته که پا به پای نیزه‌ها بِرَم من
سخته تو جا بمونی کربلا، بِرَم من
با شمر و خولی و سنان کجا بِرَم من؟!

سخته که با یه عده قاتل همسفر شی
سخته که طعنه بشنوی و خون جگر شی
شبیه یک کبوترِ بی بال و پر شی

حسین من حسین من سالار زینب ۳


تو ماه آسمونی و / این بچه های بی قرار
دنبال تو شبیه یک / ستاره ی دنباله دار

هشتاد و چار تا زن و بچه که اسیرن
با دستای بسته پیِ سرِ تو میرن
آواره ی تو کو به کو توو این مسیرن

هشتاد و چار تا زن و بچه که آشُفتن
از نیزه دارا خیلی ناسزا شِنُفتن
یکی که می‌خوره زمین همه می‌اُفتن

حسین من حسین من سالار زینب ۳


با اون دو چشم غرق خون / چشمای خیسمو ببین
بیچاره میشم هر دفه / سرت میفته رو زمین

خاکی که میشه صورتت آتیش می‌گیرم
جای تو روی نیزه نیست ماه منیرم
ای زینت دوش نبی برات بمیرم

چهره ی نورانیت چراغ این مسیره
نگاهت آرامش این همه اسیره
قرآن بخون که قلبمون آروم بگیره

حسین من حسین من سالار زینب ۳

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]