رو شیب گودال از مرکب زمین خوردی
مقابل چشم زینب زمین خوردی
زخمی بودی و تشنه لب زمین خوردی
مقابل چشم زینب زمین خوردی
توی قتلگاه فقط خون دیدم / ذوالجناحتو پریشون دیدم
تن عریانتو مدفون زیرِ / تیر و نیزه ی فراوون دیدم
درِ غصه رو به قلبم وا شد / یهویی دور و برت بلوا شد
پیرهن کهنه چقد ارزش داشت / که برای غارتش دعوا شد
وای من وای من ای حسین ۴
تا فاطمه پیشت اومد زمین خوردی
تا نیزه از پشت زد چه بد زمین خوردی
از نفس افتادی انقد زمین خوردی
تا نیزه از پشت زد چه بد زمین خوردی
انگاری منو به برزخ بردن / دلمو فرسخ به فرسخ بردن
حاجیِ منو برا قربونی / تشنه لب به سوی مسلخ بردن
حق نداشتن تو رو عریان کنن / چشم دخترت رو گریان کنن
حق نداشتن روی جسم پاکِت / نیزه ها اینجوری طغیان کنن
وای من وای من ای حسین ۴
دَویدم از توو خیمه گاه، زمین خوردی
وقتی که از رو ذوالجناح زمین خوردی
دیدم غریب و بی پناه زمین خوردی
وقتی که از رو ذوالجناح زمین خوردی
کاش یه ذره استراحت داشتی / لااقل یه مرگ راحت داشتی
یال ذوالجناحتم خونی بود / چقدر زخم و جراحت داشتی
از زمین خوردن تو لرزیدم / مثل تو منم دارم جون میدم
نگران کشته شدی ای مظلوم / از نگاه آخرت فهمیدم
وای من وای من ای حسین ۴
حسین الشهید گودال قتلگاه شور رو شیب گودالبهمن عظیمی
مرتبط
نظرات شما






