مقتل کُشنده بود، ولی روضهخوان نمُرد
بر سر زدند و هیچکس از آن میان نمُرد
باغِ بهشت سوخت و حتی فرشتهای
با نوحههای مادرِ قامتکمان نمُرد
خورشید، پشتِ گودی مقتل غروب کرد
مانند او، کسی وسطِ آسمان نمُرد
ذکر شهادتینِ سرِ روی نیزهها
روی مناره پر زد و بانگِ اذان نمُرد
روز دَهم، کنارِ شهیدان کربلاست
روزی که زیر خنجرِ کُندِ زمان نمُرد
میگفت شمرِ تعزیه: شرمندهام حسین
این رو سیاه، آخر این داستان نمُرد
داغ حسین، زندگیِ بعدِ مردن است
جان باخت، هر کسی که در این امتحان نمُرد
دلمُردهام که از غم گودال زندهام
من هر چه کردم این نفسِ نیمهجان نمُرد
حسین الشهید شهادت بدون نغمه مقتل کُشنده بودرضا قاسمی
مرتبط
نظرات شما





