شب عزای عظیم است؛ باز عاشوراست
تمام دلهره ی ما سلامتی شماست
برایتان صدقه می دهم من از امشب
دوباره آنچه نشسته به لب نوای دعاست
خدا کند که شبی بین روضه ات باشم
بگو به من که بیا دعوتی ...حرم اینجاست
شنیده ام که نگاه تو غرق خون شده است
که غصه های دل تو ز روضه ی فرداست
اگر که روضه بخوانی به پات می میرم
اگر که روضه بخوانی نگاه ما دریاست
چگونه اشک نریزم به پای نام حسین
که آتشی به دل کربلایی ات برپاست
چگونه اشک نریزم که شاه عطشان است
چگونه اشک نریزم امام ما تنهاست
چقدر فاصله با قتلگاه نزدیک است
چقدر روضه ی مکشوفه بر لب زهراست
به روی سینه نشست و دگر نمی گویم
کشید خنجر کند و ....نه !!! روضه اش فرداست
حسین الشهید شب عاشورا بدون نغمه شب عزای عظیمرضا تاجیک
مرتبط
نظرات شما





