علی اصغر ، حسین الشهید شهادت ، عاشقانه بدون نغمه شیرین سخن‌تر از تومحسن حنیفی

آباد می‌شویم تو ما را خراب کن 
ما را مریض خود بنما و جواب کن 
 
شیرین سخن‌تر از تو که پیدا نمی‌شود 
با حرف تلخ هم شده ما را خطاب کن 
ما را میان گیسوی خود منزلی بده 
تطهیرمان نما به نگاهی شراب کن 
 
ما را هزار مرتبه داغ تو کشته است 
ما را هم از صحابه پاکت حساب کن 
ما جرعه جرعه جام عطش نوش می‌کنیم 
ما را ز شرم آن لب خشکیده آب کن 
 
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود 
مارا ذبیح روضه طفل رباب کن 
بند دلی به بند قماطش گره بزن 
ما را اسیر گریه ی بر آن جناب کن 
 
خونی بپاش بر رخ بی‌جان آسمان 
قبه بساز و ادعیه را مستجاب کن 
وجه خدای عزوجل! جلوه ای نما 
با خون حنجر علی اصغر خضاب کن 
مرتبط
    نظرات شما
    [کد امنیتی جدید]