"القطره" قطرهای ست به بحر خصائلش
باشد "بِحار" تشنه ی ذکر فضائلش
طفلی که بود حاجِب درگاه او امام
طفلی که بوده عرش خداوند حاملش
حبل المتین نشانه بند قماط اوست
خوشبخت سالکی که بر آن بند شد دلش
حاجت رواست هر که به گهواره شد دخیل
حاجت رواست هر که بیان کرد مشکلش
آن خطبهای که وقت تلظی بیان نمود
یک "خطبه تُطُنجیه"* بوده است داخلش
بین قنوت دست پدر گشته شرمگین
باید دعا کند برسد مرگ عاجلش
رو زد پدر برای لب او به شمرها
شاهی که بود کوثر و تسنیم، سائلش
از نور نحرگاه شریفش عجیب نیست
زانو زده است تیر سه شعبه مقابلش
او "جامعه کبیره" اهل خیام بود
این خون پاک بوده یکی از دلایلش
خون را تبرکاً به ملائک سپردهاند
خون را کشید پیر مغان بر شمایلش
آن کودکی که خانهاش آغوش اولیاست
شد نیزه گاهواره و شد خاک منزلش
* خطبه تُطُنْجیّه، عنوان خطبهای منسوب به حضرت امیرالمومنین علی (ع)
که از حیث تاریخ اندیشههای غیررسمی در میان امامیه، درخور اهمیت است.





