باران اگر که گوش به فرمان زینب است
این گریهها طفیلی احسان زینب است
چشم امامها همه گریان زینب است
باز این چه شورش است؛ فراخوان زینب است
حتی ازل به آه دل او دچار بود
صحن بهشت روضه و او روضهدار بود
جان علی است زینب کبری و بیبدیل
مریم نموده دل به پرِ چادرش دخیل
بوده مهار ناقه او دست جبرئیل
ذبح قدوم او پسرش را کند خلیل
روح القدس کبوتر در آستان اوست
دربان آستان ملک پاسبان اوست
شرم و حیا، ادب شده در پیشگاه او
حتی عفاف بوده خودش در پناه او
حجب و وقار، خادمه های سپاه او
اینها فضیلتند به گوشه نگاه او
صد خطبه شد نهفته میان سکوت او
لاهوت تشنه است به ذکر قنوت او
قد قامت الصلاة، نمازش قیامت است
قبل از اقامه، واجب عینی زیارت است
رو به حسین کرده که وقت عبادت است
خسته، نشسته است، نمازش دو رکعت است
عون و محمدند دو رکعت نماز او
نوباوگان حیدریِ سرفراز او
زینب دو چشم گریه کن بیقرار داشت
او در نیام خویش دو تا ذوالفقار داشت
یعنی دو تا علی، دو آیینهدار داشت
نذر سر حسین دو نیزه سوار داشت
باشد فدای نور دو تا ماه پارهاش
نذر غم حسین دو تا گوشواره اش
آورده است فدیه برای برادرش
با "ان یکاد" بوسه ببندد به حنجرش
گردد قبول تا که دو تا یاس پرپرش
سوگند داده است به پهلوی مادرش
زینب خلیل بود ولی با دو تا ذبیح
مریم میان کرببلا با دو تا مسیح
آه از دمی که پیکرشان بین خون نشست
شمشیر تشنه بود و دو تا باده الست
دست حسین چشم دو دلداده را که بست
کوه وقار بود ولی ناگهان شکست
آری شکسته بود دو تا تیغ ذوالفقار
در نزد خواهرش شده این گونه شرمسار
هرچند هست خواهر او داغدار ماه
دلشوره داشت از غم جانکاه قتلگاه
یک عده بیملاحظه ی چکمه پوش، آه
بر سینه مطهر او میروند راه
دلشوره داشت؛ غصه او حرف غارت است
اما برادرش نگران اسارت است





