رقیه سادات شهادت شور ، زمینه من الذی ایتمنیحسین روشنازاده

سبک باید برخاست
 
ای تموم دنیام - لالایی شبهام
تو همیشه بودی - هر ثانیه باهام
من می‌دونستم که - می‌بینمت آخر
آی! ببینید مردم - برگشت دیگه بابام
 
بابام اینجاست
دیگه نمی گن این دختر تنهاس
غصه هام، یک، دو، نَه! قد دریاس
بی تو بودن بدتر از این درداس
 
یادت بودم
هر منزل با گریه از تو خوندم
مُردم ولی پای قولم موندم
با ناله هام شامو می لرزوندم
 
بی تو بودم / ولی ایستادم
با اینکه چند بار از ناقه / با سر افتادم
شبای سرد توو بیابون / نمی ره یادم ۲
 
یا ابتاه // من الذی ایتمنی ...
 
 
من دنبال نیزه ات - با گریه دویدم
من برا آغوشت - تنها جنگیدم 
تو رسیدی اما - با صورت خونی
من شبیه عمه - بعد تو خمیدم
 
دنیام می سوخت
مثل موهای تو، موهام می سوخت
توو آتیش خیمه، پاهام می سوخت
توو تنور خولی، بابام می سوخت
 
دستام سرده
مثل یه غنچه‌م که زود پژمرده
کی ما رو توو کوچه بازار برده 
از لبهات معلومه که چوب خورده 
 
خار صحرا / زخم پاها
تنها همدم رقیه‌‌ان / توی این روزا
من از خدا هیچی نمی خوام / غیر تو بابا ۲
 
یا ابتاه // من الذی ایتمنی ...
نظرات شما
[کد امنیتی جدید]