کی میدونه که چقدر برام عزیزی
پدری شبیه من عاشق نمیشه
تا دیدم ریختن سرت از پا نشستم
پدرت دیگه مثه سابق نمیشه
هی سیاهی میره چشمام / صدای نالت بلنده
به من و این بی قراریم / داره یه لشگر می خنده ۲
خیز و بنگر که عدو بر پدرت می خندد ۲
عمر سعد به دور پسرش می گردد ۲
ولدی یا ولدی یا ولدی یا ولدی ۳
اومدم بالا سرت با سر زانو
بغلت خواستم کنم اما نمیشه
هر جوری می چینم اعضای تنت رو
اون علی اکبرِ رعنا نمیشه
خواهرم اومده پاشو / بیا برگردیم علی جان
مثل یه قاصدکی که / به جونش افتاده طوفان ۲
پاره های جگرم روی زمین پخش شده ۲
یک علی داشتم و یک صدو ده بخش شده ۲
ولدی یا ولدی یا ولدی یا ولدی ۳
باید از کل حرم کمک بگیرم
جست و جوی بدنت تنها نمی شه
یک عبا برای بردن تو بس نیست
قامتت تو یک عبا که جا نمیشه
تو نظر خوردی و واسم / هر جوری باشی عزیزی
اما از هر طرفی که / بر می دارمت می ریزی ۲
"بغلَت می کنم و از بغلم می ریزی" ۲
از تو مانده است برایم بدن ناچیزی ۲
ولدی یا ولدی یا ولدی یا ولدی ۳






