سرباز کوچک امام
آماده ست واسه ی قیام
بی تابه تا راهی بشه ، از دل خیام
(به سرش سربند یا حسن بسته
همه ی کاراشو با حسن بسته) ۲
مشتش رو گره کرده آماده ست
حب علیو زره کرده آماده ست
فریاد میزنه سر دشمن کافر
الله اکبر ۴
واللهِ لا افارقُ -
- عَمّی رویِ لبش نشست
یا حیدر گفت و لشگرِ ، دشمنو شکست
(دست ردی به سینه ی دنیا زد
واسه ی یاری امامش اومد) ۲
غصه ی غربت مولاشو خورد ...
دستِ کوچیکشو تا بالا آورد
فریاد زد منم منم مرید حیدر
الله اکبر ۴
عبدالله رو سفید شد و
آخر به آرزوش رسید
لبخندی رو لبش نشست ، تا شدش شهید
(نمیخواست قسمتش جدایی باشه
هدفش بود که کربلایی باشه) ۲
با سن کمش قیامت کرد و
قلب حرمو پر از شهامت کرد و ...
افتاد بینِ آغوشِ امامش آخر
الله اکبر ۴
عبدالله بن الحسن شهادت زمینه سربند یا حسنیاسین زندی
مرتبط
نظرات شما






