رقیه سادات شهادت زمینه بابایی بیامحسن طالبی پور

بابایی همش چشام به راهه
هر نفسی می کشم با آهه
تو رو صدا می زنم میاد زجر
صدا زدنت مگه گناهه؟

دردت به سرم / خونه جگرم
بابایی بیا / از اینجا ببرم

بابایی بیا ۴


می دونی؟! اینا دوسم ندارن
اشک منو خیلی در میارن
موقعی که تشنمه جلو من
کاسه ی بدون آب میذارن

می بینم عذاب / با چشم پر آب
یاد لبتم / من حتی توی خواب

بابایی بیا ۴



موهای کمندمو یادت هست
گل گلوبندمو یادت هست
چادری رو که برام خریدی
پیرن بلندمو یادت هست

با زور همه رو / دزدیدن ازم
بابا چی بگم / ز غارت شدنم

بابایی بیا ۴

مرتبط
    نظرات شما
    [کد امنیتی جدید]