هنوز کلّه ی زردت پر از هَوی هوس است
چه قدر مکر و دغل؟! از خدا بترس؛ بس است
تو بر زمین و زمان چنگ میزنی امّا
تلاش های خَرِ مانده بِین گِل عبث است
زمانِ آن شده از منطقه برون بروی
بگو به شاخه ی زائد که موقع هَرَس است
به آن همه اَدَوات نظامی ات بنگر
در آتش غضب ما شبیه خار و خس است
از آن سقوط و از این سوختن بفهم که هان!
کجا قلمروِ سیمرغ، عرصه ی مگس است؟
چه اصفهان بفرستی چه تنگه ی هرمز
تمام نقشه ی ایران برایتان طبس است





