مردهای وطنم شیر، زنانش شیرند
بیهراس از خطر و حادثه چون شمشیرند
وقت سختی برسد موجِ بلند دریا
گاه آرامش، خود آینهی تطهیرند
خاک اگر زخم شود، مرهم او میگردند
وَ به درد وطن خویش همه درگیرند
پای کارند اگر حادثه سر بردارد
وسط آتش و طوفان، همهی تدبیرند
دشمنی گر برسد، پشت به پشتند همه
دست در دست هم و شاکلهی زنجیرند
خنده، دارند ... ولی درد وطن میفهمند
ساده؛ اما به دل تنگ غزل تصویرند
آسمان خانهی آنهاست؛ زمین تنگ شود
چشم بر قله نه، کوهند؛ خودِ تقدیرند
دلشان بند به خاکی که در آن روئیدند
گر بمیرند، در این خاک گران میمیرند
دفاع مقدس نبرد با استکبارجهانی بدون نغمه وطن شیرانایمان کریمی
مرتبط
نظرات شما





