اجتماعی - سیاسی ، دفاع مقدس نبرد با استکبارجهانی بدون نغمه سِلِبْریتیِ ز ما برتراحسان جاودان

سلام بر تو عزیز و بزرگ و بازیگر
سلام بر تو که خونت ز ماست رنگین تر

سلام بر تو که مُزدت، دلاری و سکّه است
به تو سِلِبْریتیِ شش دَهَک ز ما برتر

دوباره تنگ شده دل، برای دیدارت
برای استوری ات بین کافه با دلبر

برای آن همه "لعنت به نفت" گفتن هات
برای آرزوی ات بهر کشوری بهتر

برای تو که به آقای گل شدی مشهور
برای گل به خودی های محکمت با سر

برای داوری ات پیش خنده های ترامپ
که داشت ارزش هدْیه چو اگزوز خاور

برای ضجه و زاریت در غم مهسا
و این خفه شدنت در غم دو صد دختر

کنون قریب سه هفته ست از تو بی خبرم
کجاست عکس العمل؟ کو تاسّفِ یکسر؟

خدا نخواد الهی که گمشده باشی
نمی کنم به خدا این بَلیّه را باور

خدای من! نکند! اینکه عاقبت جانم!
گرفته دو رگ قلبت ز غصّه ی کولبَر

همین بُوَد فقط امکان این نبودنِ تو
وگرنه تو به هر آشی، نخود شوی آخر

خودم که شاهدم! آن روزِ فتنه، به دنیا
چنین نیامده بودی تو لال از مادر

به آن وی پی اِنی های حرام خور لعنت
که تا کنون نشدی متصل به آن بستر

همین که استوری و پست و ریلز تعطیل است
مقاومت شده بی حرف مفت، تاب آور

برای حمله به وقتش چو بنز می مانی
کنون که وقت دفاع است، وانتی پنچر

همیشگی‌ست، همین پر افاده ها هستند
به وقت حادثه یک مشت آدم بربر

وطن درون عسل برده دست تا آرنج
تو غیر گاز گرفتن، دُبی رَوی با سر

و خوب ملتفتم بعد جنگ خواهی بود
تو شهریار و تو فردین و آکُل و قیصر
 

مرتبط
    نظرات شما
    [کد امنیتی جدید]