توو آخرین شب قدر ، خالیه کوله بارم
اگه نباشه لطفت ، سیاهه روزگارم
توو آخرین شب قدر ، پر از ترس و امیدم
آخه فقط توو یک سال ، قدر یه عمر، داغ زمونه دیدم
زیر حجم آتیش / استغاثه اس کارم
از نبودِ آقام / من شکایت دارم
امشب گوشم - به جبرئیله
کاش نِداش بلندشِه به حق عقیله
موندیم آخه - غریب و تنها
مثل اون گمشده توو ظلمت صحرا ۲
گم شده بود توو صحرا ، مادر اومد به یاریش
افتادن از رو ناقه ، نبود دلیل زاریش
والا که خیلی سخته ، از پدرت جدا شی
میون موج دشمن، آستینتو به سر کشیده باشی
توی اون تاریکی / دنبال عشقش بود
از غمْ از پا افتاد / خسته شد خیلی زود
دشمن اومد - موشو کشید
جده ی پهلو شکسته شو ندید
زجر ملعون - باز با لگد
به تن رنجیده ی سه ساله زد ۲






