رفیق شهید و خوب و بی ریا
رفیق گریه کنِ توو روضه ها
عزیزم سفر بخیر خوش اومدی
من و از یادت نبر آی با وفا
بگو چی شد خریدنت
اگه میشه منت بذار یه شب به خواب من بیا
بگو چی شد خریدنت
بگو چی گفتی تو به اربابم میون روضه ها
بگو چی شد خریدنت
بگو چی خواستی از خدا بعد نماز با زمزمه
بگو چی شد خریدنت
بگو چی شد اینجوری اومدی به چشم فاطمه
یاد من باش / توی شلوغیا و سختیای روزگار
یاد من باش / نذاری که بشه دنیای من تیره و تار
یاد من باش / بیا و دستاتو توو دستای منم بذار
حسین - وای ۳
سر سفره شهید کربلا
منو از یادت نبر رفیق من
اونجا که با گریه و با سوز و آه
نگاهت افتاد به شاه بی کفن
به جای من روضه بخون
روضه ی گودال و یه پیکر بدون پیرُهَن
به جای من گریه بکن
برای لحظه ای که رو بدن با اسبا اومدن
به جای من تو آه بکش
برای اون لبایی که خشکید به زیر آفتاب
به جای من ضجه بزن
برای لحظه ای که ریختن رو سرش واسه ثواب
دورَش کردن / جلوی مادرش سرش رو از پشت بریدن
دورَش کردن / جلوی خواهرش جسمشو رو خاک کشیدن
دورَش کردن / جلوی بچه هاش نانجیبا می خندیدن
حسین - وای ۳






