قاسم بن الحسن شهادت زمینه یتیم حسنمبهمن عظیمی

چشمم از غمت تَرِه ، قاسمت خون جگره
جون دادن برای تو ، از عسل شیرین تره
ای همه قرار من - لحظه های آخره کاش بیای کنار من
ای همه قرار من - غربت تو همه ی غم روزگار من
ای همه قرار من - برای تو می‌تَپه دل بیقرار من
خیلی هستم دلخون تو
جون قاسم قربون تو ۲
عمو - حسین / عمو حسین ...

 

زار و مضطرت شده ، دل که پرپرت شده
سینه و پهلوی من ، مثل مادرت شده
من یتیم حسنم - مث مادرت شکست استخونای تنم
من یتیم حسنم - زیر سُمِّ مَرکبا مونده اینطور بدنم
من یتیم حسنم - تکه تکه هم بِشَم باز ازت دَم می‌زنم
از روی مرکب افتادم
خوشحالم جونم رو دادم ۲
عمو - حسین / عمو حسین ...

 

بایدم زاری کنم ، کاش می‌شد کاری کنم
کاش می‌شد بیشتر از این ، عَمومو یاری کنم
مثل اکبرت شدم - شبیه یه شاخه گل دیگه پرپرت شدم
مثل اکبرت شدم - زنده شد مدینه تا مثل مادرت شدم
مثل اکبرت شدم - فدای قُنداقه ی علیْ اصغرت شدم
من نائبِ بابا هستم
با تو رو نی همرا(ه) هستم ۲
عمو - حسین / عمو حسین ...

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]