حسین الشهید ورود به کربلا زمینه بی‌قراره خواهربهمن عظیمی

بی پناه و خسته جان ، می‌رسه یه کاروان
خواهری می‌رسه با ، غصه های بی کران
خواهری دلواپسه - میگه کاش به کربلا پای زینب نرسه
خواهری دلواپسه - همه ی دنیا براش مثل یک قفسه
خواهری دلواپسه - آخه بی برادرش توو دنیا بی کسه
میگه از این دنیا سیرم
می‌دونی بی تو میمیرم ۲
یا کربلا یا کربلا ...

 

بی‌قراره خواهرش ، که می‌سوزه جگرش
علی اصغر خوابیده ، توو آغوش مادرش
خیسه چشم آسمون - زن و بچه ها همه خسته و دلنگرون
خیسه چشم آسمون - داره از راه می‌رسه انگاری فصل خزون
خیسه چشم آسمون - اومده دیدنشون مادری قامت کمون
اینجا زینب مضطر میشه
اینجا ارباب بی سر میشه ۲
یا کربلا یا کربلا ...

 

زینب و خستگی هاش ، زینب و درد و بلاش
دست و پاش می‌لرزه تا ، به زمین می‌رسه پاش
این زمینِ کربلاست - سرزمینی که پُر از غصه و درد و بلاست
این زمینِ کربلاست - این زمینِ پُربلا سرزمین نیزه هاست
این زمینِ کربلاست - اینجا اونجاییه که مقتل خون خداست
اینجا روزی غوغا میشه
سر از قفا جدا میشه ۲
ای وای - آقام / ای وای آقام ۳

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]