حسین الشهید کاروان اسرا زمزمه می‌سپارمت به صحرابهمن عظیمی

ازت توقع دارم / که دستمو بگیری
بلند شو غیرت الله / دارم میرم اسیری
ببین که بی تو - بی کس و تنهام
دیگه کنارم حتی یه مَحرم ندارم
چجوری باید - این بچه‌ها رو
یکی یکی بالای ناقه ها بذارم
سالار زینب ۴

 

با یه دلِ شکسته / دارم از اینجا میرم
نمی‌ذارن که حتّی / روضه برات بگیرم
جونم در اومد - وقتی که دیدم
رو خاک صحرا بی سر و عریان تنت رو
اگه می‌ذاشتن - این نانجیبا
حداقل کفن می‌کردم بدنت رو
سالار زینب ۴

 

دارم میرم ولیکن / فکر توأم حسین جون
می‌سپارمت به صحرا / به دست باد و بارون
ای جونِ زینب - خدانگهدار
دیگه نمی‌بینم تو رو تا به قیامت
حتی توو خوابم - نمی‌دیدم که
همراه شمر و حرمله میرم اسارت
سالار زینب ۴

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]