حسین الشهید کاروان اسرا زمزمه دارم ميرم از كنارترضا تاجیک

خيلى سخته كه دارم ميرم از كنارت حسين
خيلى سخته ميرم از كنار مزارت حسين
خيلى سخته كه مى مونه دل غصه دارت حسين
سالار بى سر من / لب تشنه دلبر من
توو صحرا باز پيچيده / ناله ى مادر من
هر لحظه ميرم از حال / با خاطرات گودال
دارم هنوز مى بينم / پيكرت ميشه پامال
حسين غريب مادر ۴

 

خودم ديدم با اين چشماى تار و خسته حسين
خودم ديدم يكى روى سينه ات نشسته حسين
خودم ديدم كه سينه ات رو مركب شكسته حسين
بميره خواهر تو / براى پيكر تو
بين سنان و خولى / دست به دست شد سر تو
خيمه ى همسرت سوخت / سينه ى خواهرت سوخت
دوباره بين خيمه / چادر مادرت سوخت
حسين غريب مادر ۴

 

غارت بردن همه هستى خواهرت رو حسين
غارت بردن النگوهاى دخترت رو حسين
غارت بردن با انگشتت انگشترت رو حسين
هستى من رو بردن / خود و جوشن رو بردن
پيراهنت كفن بود / حتى كفن رو بردن
بسته ديگه صبورى / مى ميرم من ز دورى
شنيدم كه عزيزم / امشب كنج تنورى
حسين غريب مادر ۴

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]