نفس بکش یه بار دیگه صدام بزن
نفس بکش شبیه شاه بت شکن
نفس بکش تو اوج غصه و محن
نفس بکش به خاطر عموت حسن
نفس بکش با لخته های تو دهن
نفس بکش بیا و دست و پا نزن
پیش تو میام علی/ یه چند قدم به روی پا و چند قدم رو زانوهام
هر جا می بینم تویی/ خودت بگو کجا باید علی کنار تو بیام
این طور که من اومدم/ تا حالا هیچ بابایی پیش یک پسر نیومده
جسمت رو کنار هم/ می چینم اکبرم ولی مثه تو در نیومده
یه رحمی کن علی به حال من با سرفه هات منو آتیش نزن 2
علی علی علی اکبرم 3
شبیه ابتدای آیه های مریمی
من هر چی میشمرم تو رو، بازم کمی
چه موجی افتاده توی موهات علی
بیا میون خون به من نیگا نکن
بیا و کار و سخت تر از اینا نکن
بخواب دیگه تکون نخور ز جات علی
بابا جون تکون نخور/ گیر افتادی میون پنجه های تیز نیزه ها
می پیچه تو گوش من/ صدای قطعه قطعه کردنت تو دشت کربلا
ثابت شد که کوثری/ میارمت رو دست ولی بازم می ریزی رو زمین
اوج روضت اینه که/ با خاک صحرا تو یکی شدی علی،... فقط همین
ببین غمت عزای من شده کفن برات عبای من شده 2
علی علی علی اکبرم 3
علی اکبر شهادت زمینه ، زمزمه نفس بکش یه بار دیگه صدام بزنرضا تاجیک
نظرات شما
سیدمهدی شنبه، 10 آبان 1393 11:34
حضرت علی اکبر(ع)-شهادت
پسر می رفت میدان و پدر آهسته آهسته
به دنبالش روان با چشم تر آهسته آهسته
پسر می رفت آرام و پدر دنبال او مایوس
نظر می کرد بر قد پسر آهسته آهسته
زمین شد از خجالت آب آن وقتی که بر رویش
چکید از چشم شه اشک بصر آهسته آهسته
پدر می داد دست شب رخ ماه پیمبر را
ولی نزدیک شد شق القمر آهسته آهسته
پدر بهر جوانش آرزوها داشت در سینه
ولیکن داستان شد مختصر آهسته آهسته
به دور مرکب شهزاده آمد گردباد تیغ
حسین بن علی شد بی پسر آهسته آهسته
پدر حیرت زده فریاد می زد : پاره قلبم
ولی از داغ او خم شد کمر آهسته آهسته






