در و دیوار خون گریه کن - به حال زار من
آخه افتاده رو زمین - دار و ندار من
یه غلاف انداخته حالا ـ گره توو کار من ۲
فاطمه مونده و چش تارش
دست شکسته میده آزارش
خدا نیاره واسه هیچ مردی
گیر کنه توی شعله ها یارش
ببین چقد زمونه نامرده
بازوی فاطمه م ورم کرده
نفس کشیدنم براش سخته
وجود فاطمم پر از درده
خاکی شده بال و پرش / پیش چشای حیدرش
افتاده از پا فاطمه / می ریزه خون از معجرش
زهرای من زهرای من ۴
داره کار از کار می گذره - فضه خودت بیا
می کشونن فاطمه رو - چهل تا بی حیا
چی بگم از سنگ دلی - این همه رو سیا ۲
فضه بیا فاطمه رفت از هوش
بس که زدن غلافو رو بازوش
طنابو می کشه با یه دستش
اون یکی دستو زده رو پهلوش
دوباره توی کوچه جنجاله
کوچه ای که شبیه گوداله
چجور تحمل کنم این دردو
چادرو می بینم که پاماله
خونه پر از آتیش و دود / زهرا و یک روی کبود
کاش لااقل اون ضربه ها / پیش چش زینب نبود
زهرای من زهرای من ۴
کفنا رو میشماره و - یکی بازم کمه
یعنی حتی غم حسین - فرق داره با همه
به فدای تشنگی ـ حسین فاطمه ۲
تشنگی از پا تو رو انداخته
یکی با اسب رو پیکرت تاخته
رگ گلوت صدا می زد: زینب
کی میگه زینب تو رو نشناخته؟!
تو رو دیده زینب و جا خورده
میگه چقد تن تو پا خورده
دست به کمر شدی مث مادر
پهلوی تو مگه کجا خورده
زخمی شده بال و پرت / شمر اومده بالا سرت
انگشترت رو می برن / پیش چشای خواهرت
واویلتا واویلتا ۴







