قربون اون آقایی که - همیشه فکر شیعشه
عبا کشید روی سرش - خون کسی ریخته نشه *
یُحقَن به الدماء / سلطان علی موسی الرضا
روضه خون کربلا / سلطان علی موسی الرضا
یابن الشبیب - کشتنش غریب - با عصا زدن جد ما رو یک عده نانجیب
یابن شبیب - مادرش رسید - پیکر پر از تیر و نیزه دلبرش رو دید
یابن الشیب
غریب تر از امام حسن - توو حجره دست و پا زدی
تا برسه جواد تو - مادرتو صدا زدی
یا اباالجواد و یا / سلطان علی موسی الرضا
روضه خون کربلا / سلطان علی موسی الرضا
یابن الشبیب - جوشنش رو برد - باز حیا نکرد و توو قتلگه پیرهنش رو برد
یابن الشبیب - رحمی نبود - چیزی که بهم ریخته بود تنش نعل تازه بود
یابن الشیب
* یکی از فضائل امام رضا (ع) از کلام امام صادق (ع) این است که به وسیله او خون شیعیان حفظ می شود (یحقن به الدماء) که در مقتل فلسفی بیان شده است که علت عبا بر سر کشیدن امام رضا همین بوده و فلذا عموم شیعیان مطلع نشدند که چگونه امام به شهادت رسید و دست به شمشیر نبردند و خونشان حفظ شد.
این روایت را در ادامه بخوانید:
محمد بن یحیى، عن محمد بن أحمد بن یحیى، عن عبدالله بن محمد الشامی، عن الحسن بن موسى، عن علی بن أسباط، عن الحسن مولى أبی عبدالله، عن أبی الحکم، عن عبدالله بن إبراهیم الجعفری(2) عن یزید بن سلیط الزیدی، قال(3): لقینا أبا عبدالله علیه السلام فی طریق مکة، ونحن جماعة، فقلت له: بأبی أنت وأمی، أنتم الائمة المطهرون، والموت لا یعرى منه أحد فأحدث الی
شیئا ألقیه إلى من یخلفنی.
فقال لی: نعم هؤلاء ولدی، وهذا سیدهم - وأشار إلى موسى علیه السلام ابنه -، وفیه علم الحکم، والفهم، والسخاء، والمعرفة بما یحتاج الناس الیه فیما اختلفوا - من أمر دینهم -، وفیه حسن الخلق، وحسن الجوار، وهو باب من أبواب الله، وفیه أخرى هی خیر من هذا کله.
فقال أبی: ما هی بأبی أنت وأمی؟ قال: یخرج الله منه غوث هذه الامة وغیاثها، وعلمها، ونورها، وفهمها، و حکمتها، خیر مولود، خیر ناشئ، یحقن الله به الدماء، ویصلح به ذات البین، ویلم به الشعث، ویشعب به الصدع، ویکسو به العاری، ویشبع به الجائع، ویؤمن به الخائف، وینزل به القطر، ویؤمن به العباد(4).
خیر کهل، وخیر ناشئ، تسر(5) به عشیرته قبل أوان حلمه، قوله حکم، وصمته علم، یبین للناس ما یختلفون فیه.
اوصاف امام رضا علیه السلام از زبان امام صادق علیه السلام
زید بن سلیط زیدی گوید: در بین راهی که به عمره می رفتیم به موسی بن جعفر علیه السلام برخوردم و عرض کردم: قربانت گردم، این مکان را که ما در آن هستیم به یاد می آورید؟
فرمود: آری! تو هم یادت می آید؟ عرض کردم: آری، من و پدرم شما را در اینجا ملاقات کردیم و امام صادق علیه السلام و برادران شما هم بودند. پدرم به امام صادق علیه السلام عرض کرد: پدر و مادرم به قربانت، شما همه امامان پاک هستید، ولی کسی از مرگ برکنار نمی ماند به من مطلبی بفرمائید که جانشین خود بازگویم تا گمراه نشود.
فرمود: آری ای ابا عبدالله (کنیه پدر زید است) اینان پسران منند و این سرور آنهاست. اوست که حکم و فهم و سخاوت وشناسائی احتیاجات و اختلافات مردم را در امر دین ودنیایشان می داند و اخلاق و پاسخ دادنش نیکوست و او دری از درهای خدای عزوجل است و امتیاز دیگری دارد که از همه اینها بهتر است، پدر عرض کرد: آن چیست؟ پدر و مادرم به قربانت
حضرت فرمود: خدای عزوجل فریادرس و پناه و علم و نور و فضیلت و حکمت این امت را از صلب او بیرون می آورد(یعنی امام هشتم علیه السلام) او بهترین مولود و بهترین کودک (زمان خود) است ، خدای عزوجل به وسیله او از خون ریزی جلوگیری کند و میان مردم آشتی دهد و پراکنده را گرد آورد و رخنه را اصلاح کند برهنه را بپوشاند و گرسنه را سیر کند و هراسان را ایمن سازد؛ خدا به برکت او باران فرستد و بر بندگان ترحم کند او بهترین پیران و بهترین جوانان است، گفتارش حکمت و خاموشیش علم است؛ آنچه مردم در آن اختلاف دارند، فیصل دهد و پیش ازبلوغش بر فامیلش سروری کند.
اصول کافی جلد2 ص91 تا 92