قطعهای کوتاه در خصوص
#حمله_به_حسینیه_اعظم_زنجان
ما با دری شکسته قریب هزار سال ...
ما گریه کرده ایم به آن بی مروتی ...
ما گریه کرده ایم، که در روضه ها فقط
جز اصل عشق هیچ نداریم حاجتی
ما با دری شکسته و پهلوی زخم دار
از خیر هر خوشی به خدا که گذشته ایم
ما در میان روضه نه دنبال آب و نان
دنبال عطر پیرهن یار گشته ایم
ما سنگ خورده در و دیوار و کوچه ایم
ما سرخِ سیلی از لطماتی به جسم عشق
ما نان به نرخ روضه نخوردیم هیچ وقت
راهی نرفتهایم به جز راه و رسم عشق
ما را به جرم عشق به ارباب میزنید؟
ما را به جرم پیروی از رسم عابسش؟
ما را به جرم سَرخِه و فریاد و آه و داد؟
یا گریهای به روضه"الشمرُ جالسش"؟
ما کوچه گرد روضه شامیم تا ابد
ما روضه خوان عمه سادات بوده ایم
ما اهل روضه وقت معطل شدن فقط
گریان روضه درِ ساعات بوده ایم
ما با درِ شکسته شده جا نمی زنیم ...





