به زیلوهای آبی از صداقت در حسینیه
به دریای خروشان از صلابت در حسینیه
به لبخند و شکوه صبر حیدر بین طوفان ها
به سکّان دار کشتی شجاعت در حسینیه
به جای خالی سردارهای وعده صادق
به شبهای عزاداری و غربت در حسینیه
به بغض در گلو مانده پس از تهدید دشمن ها
به تکبیر و رجزخوانی غیرت در حسینیه
به آن شال سفیدی که به دوشش مانده از جبهه
به سربند ولایت تا شهادت در حسینیه
به زودی چشم شیطان در مثلث کور خواهد شد
به خونخواهی رهبر، جان امت، در حسینیه
به فتوای مراجع بعد از این در هر کجا باشم
خودم را می رسانم روز بیعت در حسینیه
خدا شمر زمان را می کند رسوای این عالم
به ما واجب شده اینک برائت در حسینیه
چگونه می توان در گوشه ای ساکت نشست از غم
که خورشید ولایت کرده غیبت در حسینیه
پس از له کردن دشمن در این شبهای طوفانی
رسیده نوبت جنگ روایت در حسینیه
قلم بنویس از بیداری و ایثار این مردم
قلم بنویس از شبهای عزت در حسینیه
که ایران اوج مظلومی همیشه مقتدر بوده
شبیه زینب و ذکر مصیبت در حسینیه
خراسانی ترین مرد خدا ما را فراخوانده
برای ایستادن پای وحدت در حسینیه
برای رونمایی از اراده، قدرت ملی
به پا خیزید ای مردم به دعوت در حسینیه
به خون قائد امت، نسیم قدس در راه است
سر و جانم فدای این بشارت در حسینیه





